قدرت فتنه
یکی از بچههای وبلاگنویس تو وبلاگش اشارهای به حال و هوای وبلاگنویسی قبل از انتخابات کرده بود و دریغ میخورد از روزهایی که رفتند و روزهای سکوت و سکونی که جدیدا برای وبلاگنویسان قدیمی و فعال به وجود اومده.
امروز سری به وبلاگهای روزنامهنگاران سیاسی و وبلاگنویس دو طیف اصلاحطلب و اصولگرا میزدم. دیدی این روزها چقدر ساکت شده این خونه مجازی؟
ماهایی که خودمون تو کار خبریم امروز ساکتتر از همیشه به وقایع نگاه میکنیم و منتظریم ببینیم اتفاق بعدی، "حادثه" بعدی چیست!
اکثر وبلاگنویسان اصلاحطلب کسانی هستند که حالا دیگه خارج از ایران زندگی میکنند و نوشتن براشون از محیطی که نمیبینندش و ازش فرسنگها فاصله دارند، تفریحه! نوشتن از شرایطی که واقعا نمیدونند چی هست! در این طرف هم عده کمی هستند که هنوز هم مینویسند و حوادث رو تحلیل میکنند. بگذریم از کسانی که با هر اتفاقی به دنبال منافع گروهی و حزبی خودشون هستند و شعار مرگ بر فلانی و زنده باد فلانی رو تو وبلاگاشون به عنوان تحلیل روز مینویسند!
این روزها دوره دوره انقلابیونه! این روزها آدمهای دو آتیشه سیاسی و خصوصا کسانی که دیگه از رقابت سیاسی به جنون سیاسی رسیدهاند وبلاگستان ایران رو در اختیار گرفتند. دموکراسی رو کف خیابونها به نمایش میگذارند و نمونه کوچک و تحریف شدهای از همون دموکراسی نمایشیشون رو در وبلاگستان هم به نمایش میگذارند تا شاید اون طرف آبیها روی خوش به وبلاگشون نشون بدهند و حالا اینها به جای خبرنگاران واقعی بشوند خبرنگار دنیای جدیدی که ایرانیها واسه خودشون از نفرت و کینه ساختند!
این روزها روزهای آدمهایی است که میخواهند انتقام بگیرند! میخواهند داد بزنند و انقلاب کنند و حکومت عوض کنند و مرگ بر فلانی بگویند و زنده باد فلانی سر دهند. دوران، دوران تحلیل و تفسیر نیست که واقعا اگه بخواهی بیطرفانه و منصفانه به اتفاقات اخیر نگاه کنی جز جنون سیاسی هیچ نیست!
کمپین مضحک مردان با حجاب رو دیدی؟ درخواست تندروها برای اعدام سران فتنه رو شنیدی؟ گزارش کهریزک رو خوندی؟ در مقابل نوحهسرایی خارجیها واسه کشتهشدگان داخل رو هم دیدی؟ کفن پوشان دوباره در خیابانند، مردم زمزمهشان شده زمزمه "تفنگی که در ایل پدری هنوز پابرجاست"! یعنی واقعا به دنبال انقلاب دوباره و تفنگ و ارث پدری و تقسیم غنایم و مرده باد فلانی وزنده باد بهمانی بودیم؟
میشینیم تعداد جمعیت تو خیابونها رو روز به روز حساب میکنیم، امروز خیابانها مال این گروه است و فردا گروه بعدی، امروز این گروه غرهاند به تصرف خیابان انقلاب و شعارهای "ساختارشکنانه " سر دادهاند، فردا گروه دیگری در همان خیابانها به انتقام عمل دیروزیان میآید.
شاید همون 5 هزار نفر دیروز که فکر میکردند 500 هزار نفرند، روزی به جان صدها هزار نفری افتادند که فکر میکردند میلیونها انسانند و شاید هم برعکس. اما من در حرکات این "ایل غریب" به دنبال این پاسخ هستم که آیا قدرت یعنی تعداد انسانهایی که هر روز به خیابان میآیند؟ اسمشان را هر چه میخواهید بگذارید، مردم، لباس شخصی، سپاهی، بسیجی، باتوم به دست، چماقدار، آشوبگر، فتنهگر، هر اسمی که دارید، یا میخواهید داشته باشید،داشته باشید. شما عوامل اصلی نشان دادن قدرت چه هستید ؟ قدرت فتنه؟
امروز سری به وبلاگهای روزنامهنگاران سیاسی و وبلاگنویس دو طیف اصلاحطلب و اصولگرا میزدم. دیدی این روزها چقدر ساکت شده این خونه مجازی؟
ماهایی که خودمون تو کار خبریم امروز ساکتتر از همیشه به وقایع نگاه میکنیم و منتظریم ببینیم اتفاق بعدی، "حادثه" بعدی چیست!
اکثر وبلاگنویسان اصلاحطلب کسانی هستند که حالا دیگه خارج از ایران زندگی میکنند و نوشتن براشون از محیطی که نمیبینندش و ازش فرسنگها فاصله دارند، تفریحه! نوشتن از شرایطی که واقعا نمیدونند چی هست! در این طرف هم عده کمی هستند که هنوز هم مینویسند و حوادث رو تحلیل میکنند. بگذریم از کسانی که با هر اتفاقی به دنبال منافع گروهی و حزبی خودشون هستند و شعار مرگ بر فلانی و زنده باد فلانی رو تو وبلاگاشون به عنوان تحلیل روز مینویسند!
این روزها دوره دوره انقلابیونه! این روزها آدمهای دو آتیشه سیاسی و خصوصا کسانی که دیگه از رقابت سیاسی به جنون سیاسی رسیدهاند وبلاگستان ایران رو در اختیار گرفتند. دموکراسی رو کف خیابونها به نمایش میگذارند و نمونه کوچک و تحریف شدهای از همون دموکراسی نمایشیشون رو در وبلاگستان هم به نمایش میگذارند تا شاید اون طرف آبیها روی خوش به وبلاگشون نشون بدهند و حالا اینها به جای خبرنگاران واقعی بشوند خبرنگار دنیای جدیدی که ایرانیها واسه خودشون از نفرت و کینه ساختند!
این روزها روزهای آدمهایی است که میخواهند انتقام بگیرند! میخواهند داد بزنند و انقلاب کنند و حکومت عوض کنند و مرگ بر فلانی بگویند و زنده باد فلانی سر دهند. دوران، دوران تحلیل و تفسیر نیست که واقعا اگه بخواهی بیطرفانه و منصفانه به اتفاقات اخیر نگاه کنی جز جنون سیاسی هیچ نیست!
کمپین مضحک مردان با حجاب رو دیدی؟ درخواست تندروها برای اعدام سران فتنه رو شنیدی؟ گزارش کهریزک رو خوندی؟ در مقابل نوحهسرایی خارجیها واسه کشتهشدگان داخل رو هم دیدی؟ کفن پوشان دوباره در خیابانند، مردم زمزمهشان شده زمزمه "تفنگی که در ایل پدری هنوز پابرجاست"! یعنی واقعا به دنبال انقلاب دوباره و تفنگ و ارث پدری و تقسیم غنایم و مرده باد فلانی وزنده باد بهمانی بودیم؟
میشینیم تعداد جمعیت تو خیابونها رو روز به روز حساب میکنیم، امروز خیابانها مال این گروه است و فردا گروه بعدی، امروز این گروه غرهاند به تصرف خیابان انقلاب و شعارهای "ساختارشکنانه " سر دادهاند، فردا گروه دیگری در همان خیابانها به انتقام عمل دیروزیان میآید.
شاید همون 5 هزار نفر دیروز که فکر میکردند 500 هزار نفرند، روزی به جان صدها هزار نفری افتادند که فکر میکردند میلیونها انسانند و شاید هم برعکس. اما من در حرکات این "ایل غریب" به دنبال این پاسخ هستم که آیا قدرت یعنی تعداد انسانهایی که هر روز به خیابان میآیند؟ اسمشان را هر چه میخواهید بگذارید، مردم، لباس شخصی، سپاهی، بسیجی، باتوم به دست، چماقدار، آشوبگر، فتنهگر، هر اسمی که دارید، یا میخواهید داشته باشید،داشته باشید. شما عوامل اصلی نشان دادن قدرت چه هستید ؟ قدرت فتنه؟
