وقتی با رییس جمهور تعارف نداریم
یک بنده خدایی میگفت سرعت احمدینژاد در سفرهای استانی و سرعت انجام کارهاش به حدی است که بیشتر مواقع خبرنگارها از احمدینژاد جا میمونند و رییس جمهور از اخبار خیلی سرعتر پیش میره. آهی کشیدم و گفتم : این تنها مال سفرهای استانی نیست، تمام خبرها و تصمیمهای احمدینژاد باعث میشه آدم ازش جا بمونه. گاهی اوقات خبرها رو میشنوی و هنوز از شوک خبر اول بیرون نیومده، آوار خبرهای بعدی است که رو سرت هوار میشه. اونوقت چه توقعی داری که بتونی تحلیل درستی از وقایع داشته باشی؟
جریان عزل و نصبها در کابینه هم از این منوال دور نیست و اینقدر بعد از اتفاقات انتخابات سریع رخ داد که نتونستیم به گرد پاش هم برسیم.
تو این چند روز که از وقایع کابینه میگذره و هر روز اتفاقات تازهای به وقوع میپیونده به خیلی مسایل فکر کردم. همیشه فکر میکردم آدمهای بزرگ خیلی راحتتر از بقیه آدمهای دیگه میتونند خشمشون رو کنترل کنند. آدمهای تاثیر گذار خیلی راحتتر از باقی آدمها میتونند احساساتشون رو کنترل کنند و آدمهای بزرگ خیلی راحتتر از باقی آدمها میتونند ثابت کنند که در هر شرایطی و با هر محدودیتی میشه کار کرد ولی این چند روزه حسابی تمام دانستههای قبلیم و بهتر بگم فرضیات قبلیم زیر سوال رفت.
وقتی احمدینژاد مشایی رو به عنوان معاون اول معرفی کرد هم خوشحال شدم و هم ناراحت. خوشحال از اینکه (صرف نظر از اینکه مشایی کیه و تا به حال چه چیزهایی گفته و نگفته ) رییس جمهور اینقدر دل و جرات داره و اینقدر در تصمیماتش قاطعه که با وجود تمام مخالفتها کسی رو به عنوان معاون اولش انتخاب میکنه که هیچ گروه سیاسی از این آدم خوششون نمیاد! و ناراحت از اینکه فکر میکردم احمدینژاد زرنگتر از این حرفها باشه و سعی کنه چهار سال دوم فعالیتش زمینه سازی برای حضور و بروز "مدودف" اش باشه (یعنی جانشینی که بعد از چهارسال مردم دوباره به خاطر ادامه اهداف دولت دهم و رییس جمهور به او رای دهند تا گفتمان احمدی نژادی همچنان در کشور حاکم باشه ) و مشایی واقعا گزینه خوبی برای مدودف بودن نبود.
در هر صورت بعد از انتخاب مشایی، اتفاقات جدیدی افتاد. حامیان ولایی احمدینژاد که البته تعدادشون کم هم نیست، سعی کردند با فشار بر احمدینژاد، آدمهای کابینه را در بیانیهها و تجمعات خیابانی تعیین کنند و در طرف دیگه، رییس جمهور سکوت کرد تا بالاخره حکم رهبری منتشر شد و بازهم سکوت احمدینژاد و انگ غیر ولایی بودن و استعفای مشایی و رییس دفتر شدنش !
یعنی بهتر از سکوت، هیچ راه دیگه ای نبود؟ فکر میکنم حامیان احمدینژاد که در این شرایط سخت جانانه پای حمایتشان از رییس جمهور ایستادهاند حق داشتند بدانند چرا رییس جمهور برای مشایی اینقدر هزینه پرداخت میکنه ولی احمدینژاد .... سکوت میکنه و بعد اقداماتی انجام میده که بیشتر از روز قبل در برابر کارهاش دهانمان باز بمونه !
بی رو دربایستی بگم، اگه میگفتند وزیر اطلاعات به خاطر وقایع چند وقت اخیر، طرز رفتار با بازداشت شدگان مسایل اخیر، یا کشته شدگان حوادث اخیر در برخی زندانها مثل پسر آقای روح الامینی برکنار شده خیلی خوشحال میشدم. اگه میفهمیدم صفارهرندی به خاطر همون انتقاداتی که رییس جمهور تو نطق دوم تلویزیونیاش به مسئولان فرهنگی کشور وارد کرد یا به خاطر برخی تندرویها در برخورد با فرهنگ و هنر این کشور برکنار شده، خیلی خوشحال میشدم. چون میفهمیدم رییس جمهور حتی در آخرین روزهای اداره کشور در دولت نهم هم از اشتباهات فاحش دوستانش نمی گذره ولی خبرها حکایت از دلایل دیگری داشت که جز عصبانیت مقطعی و عدم کنترل احساسات چیز دیگه ای نبود.
البته این تنها مختص به رییس جمهور هم نیست. مقاله مدیر مسئول کیهان درمورد مشایی هم همین بود. یک بنده خدایی تو خبرگزاری موج بود که به من میگفت تو خیلی احساساتی تصمیم میگیری و تو نوشتههات هم احساست راجع به وقایع سیاسی را دخیل میکنی و من هیچ وقت این حرف رو حداقل تو نوشتههام قبول نداشتم و البته حس میکردم چقدر خوبه که آقایون اصلا احساسی تصمیم نمیگیرند ولی مطلب سرتاسر احساسی و عصبانی شریعتمداری و تصمیمات از روی عصبانیت رییس جمهور نشونم داد که گاهی اوقات عصبانیت آدمها چقدر میتونه روی رفتارشون تاثیر گذار باشه اونهم کسانی که اصلا ازشون انتظار نمیره. البته حسین شریعتمداری از نوشته خودش پشیمون شد و اعتراف کرد که زیاده روی کرده ولی آیا رییس جمهور هم اعتراف کرد و میکنه ؟ بیانیه دیروز دفتر نهاد ریاست جمهوری چنین چیزی رو تایید نمیکنه. بعد از اینکه کلی خبر از دعوای اعضای هیات دولت اونهم از نزدیک ترین افراد به رییس جمهور بیرون اومد، حالا همه چیز انکار میشه و چقدر بده که با وجود چنین فضای شکنندهای، خبرهایی مثل مناصب کردان و رحیمی هم به گوش میرسه و سوء استفاده رسانه ای از این قضایا رنگ وبوی جدیتری به خودش میگیره.
تو این چند وقت که مطلبی در این مورد ننوشته بودم خوانندههای زیادی تو وبلاگم برام پیغام گذاشته بودند که اینهم رییس جمهورتون، عاقبت حمایت از احمدینژاد یعنی حال و روز امروز حامیانش. حالا میگی اشتباه کردی یا نه ؟
راستش رو بخواهید معذرت میخوام از اینکه باید نا امیدتون کنم. یکی از وبلاگنویسان تو وبلاگش نوشته بود اگه میرحسین موسوی رییس جمهور شده بود و عبدالله نوری رو معاون اول معرفی کرده بود و اگه تمام شخصیتهای رده بالای نظام هم به این کار اعتراض میکردند، رسانههای اصلاح طلب از سرتا پا بسیج میشدند تا از تصمیم رییس جمهورشون دفاع کنند و اینقدر شلوغ بازی در میآوردند که هیچ کس نتونه حرفی بزنه! ولی خوب تفاوت احمدینژاد و حامیانش با خاتمی و حامیانش همینه. تفاوت همین طرز فکره که وقتی موسوی تبریزی میگه هر کس به احمدینژاد رای داده باید مشایی رو هم قبول داشته باشه، نشون داده چرا در هشت سال دوران اصلاحات هیچ کدام از حامیان خاتمی نتونستند او را نقد کنند. ولی حامیان احمدینژاد در چند روز گذشته تندترین انتقادها و به نظرم بدترین تخریبها رو بر علیهاش انجام دادند. اگه اصلاحطلبان در هشت سال دوره اصلاحات اجازه ندادند، کسی به نقد دولت بپردازه، حامیان احمدینژاد هیچ رودربایستی با رییس جمهورشون ندارند و هر وقت احساس کنند باید نقدش کنند، تندترین جملات رو بر علیهش به کار میبرند و این یعنی آزادی بیان و این یعنی اولین رییس جمهور ایران که مقدس نیست و نقدکردنش به خاطر اینه که همهی ما ایران رو دوست داریم و همه احمدینژاد رو دوست داریم و مطمئنیم که احمدینژاد در این چهار سال نباید تنها ریاست کنه بلکه باید به فکر تثبیت گفتمان احمدینژادی باشه. گفتمانی برپایه عدالت، نگاه به محرومان ، امیدوار بودن به آنیده کشور عزیزمان و رییس جمهور تمام ایرانیان بودن. مطمئنیم که مهمترین کار احمدینژاد در این چهار سال پیدا کردن یک جانشین خوب برای ادامه این راهه نه درگیر کسانی مثل مشایی شدن.
پ.ن: راستی ۶ مرداد سالروز آزادسازی خودم از دست توهمات خودم مبارک !
پ.ن.۲: سمیه نصرتی آزاد شد و من هم با او !
اعلام برخی از اسامی اعضای کابینه دهم در سفر رییس جمهور به مشهد، آنقدر غیر منتظره بود که باعث شد حداقل دو شب در مشهد خبرنگارها چشم بر هم نگذارند . هنوز خیلی زود است که درمورد چرایی این اقدام احمدی نژاد و اینکه چرا در این برهه زمانی ، احمدی نژاد مخالفت نمایندگان حامی خودش را در احزاب و مجلس به جان خریده و همچنان مشایی را در کابینه نگه داشت و در عین حال او را معاون اول کرد، تحلیلی انجام داد و نتیجه ای گرفت . بسیاری بر این عقیده اند که با این اقدام زودهنگام مطمئنا بسیاری از اعضای کابینه دهم با رای اعتماد نمایندگان مجلس مواجه نمی شوند اما نگاهی به شایعات در مورد وزرایی که در کابینه دهم باقی می مانند و آنهایی که پاستور را به زودی ترک خواهند کرد ، نشان می دهد که اتفاقات جالبی در راه است و این نطریه چندان هم درست نیست .
"اصلاحات را اصلاح طلبان تندرو به نابود میکشانند". این جمله ایست که بارها از زبان اصلاح طلبان میانه رو شنیده شده ولی چه زمانی قراره جبهه اصلاحات به بازآفرینی نیروهای درون خودش و شفاف کردن مرزهای نیروهای درون نظام وبیرون نظام در این جبهه بپردازه ؟
مجلس تا به حال در برخورد با برنامه های اقتصادی دولت راههای متفاوتی رو در پیش گرفته و در حالیکه مجلس هشتم نسبت به دوره هفتم ،اقتصادددانان برجسته کمتری رو داره ،باز با این حال در مسایل اقتصادی سعی می کنه حرف آخر رو خودش بزنه . به همین دلیل هم می بینید در برنامه هایی مثل طرح تحول اقتصادی و بودجه سال 88 و یا قیمت بنزین و اجرای اصل 44 سریع وارد عمل میشه و در اکثر مواقع هم مواضعی بر خلاف مواضع دولت اتخاذ می کنه .