اصلاحات یعنی چی ؟

شور و شوق انتخاباتی خیلی خوبه. من هم تبلیغات کردن برای نامزد مورد نظرم رو دوست دارم . من هم شور انتخاباتی رو دوست دارم . بحث درباره آزادی و زندگی بهتر برای همه ایرانیان ، تزیین کردن ماشینها با پوستر تبلیغاتی نامزدها و شرکت کردن تو همایشهای بزرگی که توش میشه برای نامزد مورد علاقه ات داد بزنی و سرود بخونی و حسابی شلوغ کنی . ولی بعد از این جو انتخاباتی چه اتفاقی قراره بیافته ؟ متاسفانه ما ایرانیها تو همین مراسم اول موندیم و هنوز یک قدم جلوتر نرفته ایم . تب انتخاباتی ای داریم که زود به عرق می نشینه و بعد ... هیچی !
خیلی از بزرگان اصلاح طلب در زمانیکه بحث های انتخابات هنوز درآمدن و نیامدن خاتمی دنبال می شد ، از این گلایه داشتند که تدوین نکردن اهداف و سیاستهای اصلاح طلبی و به بیان بهتر تعریف نشدن اصلاحات بعد از 8 سال دوران ریاست جمهوری خاتمی ، بزرگترین ضربه ای بود که هنوز که هنوزه اصلاح طلبان دارند با آثار این ضربه دست و پنجه نرم می کنند . خاتمی با تکیه بر شعار جامعه مدنی و آزادی بیان و این حرفهای قشنگ قشنگ ، سال 76 رییس دولت هشتم شد و با شعارهای نگذاشتند شعارهایمان را اجرایی کنیم و هر روز برای ما بحران درست کردند ، سال 84 کنار رفت و مردم نفهمیدند این اصلاحاتی که قرار بود اتفاق بیافته چی بود .
راستش را بخواهی الان هم نه اصلاح طلبان و نه مردم نمی دانند که قراره با رای به این افراد چه اتفاقی بیافته ؟ بحرانی نشان دادن فضای کشور و بعد وانمود کردن اینکه اگر ما نیاییم ، کشور از دست می رود و همه بدبخت می شوند ، دیگه نسخه نخ نمایی شده ایست که به درد هیچکی نمی خوره . اصلاحات چه هدفی داشت ؟ آیا اصلاحات تنها با کسانی که در حال حاضر می گویند اصلاح طلبیم ، اجرایی می شود ؟ به نظر شما هیچ کس دیگری خارج از دایره اصلاح طلبان فعلی، نمی تونه کارهای اصلاحی انجام بده ؟
یک مثال دارم که این روزها بیش از هر روز دیگه ای به کارش می برم و در موردش از آدمهای دور وبرم نظر خواهی می کنم : به نظرم نظام سیاسی کشور به گونه ایست که بزرگترین اصلاحات ، سرانجام توسط یک اصولگرا انجام خواهد شد .
چند تا مثال هم دارم : اگر زمان اصلاحات، خاتمی نامه به اوباما می نوشت و به خاطر ریاست جمهوری بهش تبریک می گفت ، کفن پوشان به خیابون نمی ریختند ؟ اگه زمان اصلاحات ، خاتمی برای آزادی رکسانا صابری و حسین درخشان به قوه قضاییه ناتمه می نوشت به نظرم جفتشون اعدام می شدند ! اگردر زمان اصلاحات ، اصلاحات اقتصادی قرار بود صورت بگیره ، همین اقتصاد دانان امروز که دم از ضرورت هدفمند کردن یارانه هامی زنند ، این اصلاحات را به اصلاحات امریکایی متهم نمی کردند ؟اگردر زمان اصلاحات صحبت از رفتن خانمها به استادیوم می شد ، یا صحبت از این می شد که رییس جمهور بگه من با گشت ارشاد مخالفم و این روش، روش درستی نیست، هیچ اصولگرایی بود که رییس جمهور رو تکفیر نکنه؟
اگه این روزها بیشتر از روزهای قبل و حتی بیشتر از روزهای انتخابات سال 84 به ادامه کار احمدی نژاد فکر می کنم به خاطر اینه که به نظرم اون بهترین اصولگرایی است که می تونه اصلاحات رو تو این کشور نهادینه کنه . اصلاحاتی که البته با اصلاحات امریکایی و اصلاحات وارداتی خیلی فرق داره . اصلاحاتی که واقعا مورد نیاز مردمه . نه اصلاحات شعار زده برای خواص فریبی ! این واژه خواص فریبی واژه تازه ای نیست . واژه ایست که دوران هشت ساله اصلاحات اون رو در فضای سیاسی کشور نهادینه کرد .


پ.ن: هر وقت راجع به اصلاح طلبان می نویسم ، انگار که آتش زده باشی به خرمن خبرنگاران اصلاح طلب ، می خوان درسته قورتم بدن . می دونم . می دونم چهار سال تحمل کردن فضای اصولگرایی در کشور که تونسته اتفاقا اصلاحات مورد نظر مردم رو هم اجرا کنه ، چقدر سخته ولی به نظرم دوستان باید تحمل بیشتری داشته باشند . چون به نظرم این انتخابات نشان خواهد داد که اصلاح طلبی که برای هشت سال بر کشور حاکم بود ، دیگه مُرده . باید این حقیقت رو باور کرد که اصلاح طلبان ، میر حسینی شده اند نه میر حسین ، اصلاح طلب . به نظرم نگاهی به پیشینه اصلاح طلبی میرحسین موسوی و کروبی نشون میده که کروبی که مجلس رو به خاطر بازداشت لقمانیان تعطیل کرد و رفت ، خیلی اصلاح طلب تر از موسوی است که 20 سال تمام رسانه نداشته و هیچ رسانه ای هم باهاش مصاحبه نمی‌کرده و حالا یکدفعه حدود 70، 80 تا سایت و دو سه تا روزنامه ازش حمایت می کنند !

آقای ضرغامی ! می‌بخشیم ولی فراموش نمی‌کنیم.

نمی‌دونم واقعا سیاست ایران نسبت به رفتار با عراق چیه . یعنی یه جورایی نمی فهمم داریم به کدوم سمت میریم . یک قول قدیمی هست که ممکنه تا به حال زیاد شنیده باشیدش و اونهم اینه که : "ببخش ولی فراموش نکن" . خوب تکلیف احساسات مردم ایران در مورد جنگ 8 ساله و زیانهای مالی و جانی زیادی که در این جنگ دیدیم در مقابل طرف عراقیمون میشه گفت یه جورایی به این گفته ربط پیدا می‌کنه . پس از اینکه امریکا به عراق حمله کرد و تجاوزگران جنگ 8 ساله به ملت ستمدیده در تلویزیون جمهوری اسلامی تغییر اسم دادند، وقتی که وامهای چند میلیاردی بلاعوض و بلند مدت برای بازسازی عراق به مسئولان دولت فعلی عراق اعطا شد و وقتی که در گفت و گوهای رسمی ، حرف از بخشش غرامت جنگ به طور یکجانبه از طرف عراقیها مطرح شد ، دلم می‌خواست بدونم مردم ایران نسبت به این خبرها چه احساسی دارند . یعنی مردمی که هشت سال جنگ رو تحمل کردند و برخی از مردمی که هنوز که هنوزه با آثار جنگ در جنگند و هنوز داغ از دست رفتن عزیزانشون رو فراموش نکردند ، چطور می‌تونند ببخشند و بعد فراموش کنند ؟
یعنی واقعا سیاست جمهوری اسلامی اینه که به هر روش ممکن سعی کنه ملت همه چیز رو فراموش کنند ؟ نمی دونم چقدر این سیاستها می‌تونه روی احساسات مردم تاثیر داشته باشه ولی مطمئنم پخش فیلم "عراق ، سرزمین ستمدیده" درست تو سالروز فتح خرمشهر و زیر نویس کردن تبریک سازمانهای مختلف تو این روز نمی تونه مسئله آزادسازی خونین شهر رو تحت‌الشعاع قرار بده و یا احساس مردم رو تغییر بده و باعث بشه خیلی چیزها رو فراموش کنند.
روز سوم خرداد که دیدم شبکه تهران این فیلم رو پخش می‌کنه ، گفتم حتما اعتراض به پخش این فیلم در شب سوم خرداد شاید عذر خواهی کوچکی رو به همراه داشته باشه ولی امشب برای بار دوم فیلم با زیرنویس تبریک فتح خرمشهر دوباره پخش شد . واقعا سیاست جمهوری اسلامی در مورد عراق چیه ؟ تا کی باید از عراقی‌ها از ضرورت بخشش غرامت جنگ بشنویم و بعد کلیه پروازها به سمت کربلا به خاطر درخواست پول بیشتر از هواپیمایی ایران کنسل بشه ؟ فکر نمی‌کنم غرور ملی فقط در پرونده هسته‌ای باشه.

پ.ن: یک سوال هم داشتم ، آیا کسی می دونه چرا اسم فیلم که "عراق ، دره گرگ ها" بوده ، در ایران به "عراق ، سرزمین ستمدیده" تغییر نام پیدا کرده ؟

چرا تبلیغ می کنید ؟

اگه قرار بود رای تو و تمام مردم رو بریزند تو سطل آشغال و رای گیری فقط یه نمایش از دموکراسی باشه ، میرفتی تو خیابون و برای نامزد مورد نظرت تبلیغ می کردی ؟ اگه قرار نبود رای تو هم به دردی بخوره ، دستبند رنگی و شال رنگی تن می کردی و بری تو خیابون با مردمی که نامزد مورد ریاست جمهوری مورد نظر تو رو قبول ندارند ، بحث کنی ؟ اگه قرار بود انتخاباتی در کار نباشه و همه چیزفرمایشی باشه ، این همه جار و جنجال و این همه مردم مردم کردن ها به چه دردی می خورد ؟
دیروز بعد از ظهر رفتم میدون ولی عصر تا از نزدیک تلاش حامیان میرحسین موسوی رو که برای جلب رای مردم تو میدون جمع شده بودند و با مردم حرف می زدند از نزدیک ببینم و ببینم واقعا چطوری می تونن مردم رو قانع کنند که به او رای بدهند. اولین چیزی که با دیدن اون جمعیت به نظرم رسید این بود که مگه طرفداران اصلاحات نیستند که تو تمام انتخابات ها دم از تقلب تو آراء و دست بردن در آراء مردم دارند ؟ چرا باز هم در انتخابات های بعدی شرکت می کنند و با تمام توان به سوی آینده مد نظرشون لشگر کشی می کنند و برای نامزد مورد نظرشون تبلیغ می کنند ؟ برای چی برای هر انتخاباتی اول پدر مردم رو در میارند که تو انتخابات شرکت کنید و بعد که شکست می خورند، جار و جنجال راه میندازند که رای اصلا رای مردم نبود ؟ این تجمعات خودش به خوبی نشون دهنده این حقیقته که همین مردم رای می دهند و حرفهایی مثل کمیته صیانت از آراء و تقلب تو انتخابات فقط برای توجیه شکستون هست .
یکی دیگه از مناظر جالب تجمع دیروز ،طرفداران کروبی بودند که با حضور در این تجمع که برای میر حسین موسوی برگزار شده بود ، برای کروبی تبلیغ می کردند !  به چند تا از بحث ها گوش کردم و آمارهایی که طرفداران میرحسین برای مردم از اوضع اقتصادی کشور می دادند ، جالب بود !
آقا شما می دونی میزان سرمایه گذاری خارجی در ایران در زمان آقای خاتمی چقدر بود ؟ 12 هزار میلیارد تومان ، سال 84 ، شد 9 هزار میلیارد تومان ، سال دوم 8 هزار میلیاردتومان و سال سوم و چهارم به زیر 4 هزار میلیارد تومان رسیده . تورم چی ؟ تورم 10 درصدی رو آقای احمدی نژاد کرد 36 درصد ! ... بعد اینجا طرف صداش دراومد که نه اعلام می کنند 20 تا 21 درصده ! و طرفدار آقای میرحسین جواب داد : ای آقا ! شما این آمارها رو باور می‌کنید ؟ این پلاکارد رو ببین ! همه اش دروغه ... شما دیگه چرا این چرندیات رو باور می کنید ؟
فرد دیگه ای به دوست اصلاح طلبم گفت : چرا من باید به میر حسین رای بدم ؟ دوباره کسی بیاد از صفر شروع کنه و کلی زمان می بره تا کابینه تشکیل بده و برنامه های جدید بیاره ، آیا باقی مسئولین این برنامه رو باور کنند و اجرا کنند ، آیا نه . خوب بگذارید همین آدم (احمدی نژاد) برنامه هایی رو که می خواد اجرا کنه دیگه !
دوستم جواب داد: یعنی شما از این وضعیت راضی هستید ؟ مرد خودش رو روی موتورش تکونی داد و گفت : فقط اوضاع اقتصادی یه خورده خرابه که اونهم درست میشه . دوستم گفت : آقا براتون متاسفم !
جای دیگه بحثی شروع شده بود راجع به روزنامه نگاران زندانی ، طرفدار نامزد اصلاحات می گفت : شما تو چه زمانی این همه فشار به مطبوعات و زندانی کردن روزنامه نگاران را یادتونه؟ مرد جواب داد : زمان آقای خاتمی! مگه زمان آقای خاتمی اینطور نبود که هر روز روزنامه ها رو می بستند و روزنامه نگارها فرار می کردند اون ور آب ؟ حالا این دوره که رکسانا رو زود آزاد می کنند ! (این جواب دیگه خیلی دندان شکن بود ! )
اتفاقات قشنگ و خوبی رو دیروز تو میدون ولی عصر دیدم . این عکس رو هم میگذارم برای طرفداران میرحسین موسوی که حالش رو ببرند . به بابای بچه گفتم مثل اینکه دخترتون هم میرحسینیه ! گفت : نه ! لیبراله !

حمایت فراکسیون اکثریت از احمدی‌نژاد به هیج دردی نمی‌خوره

"زمانی‌که نمایندگان مجلس پنجم در بیانیه‌ای رسمی از نامزدی ناطق نوری در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 حمایت کرد ،‌این بیانیه و حمایت اکثریت مجلس هیچ اشکالی رو در کار مجلس ایجاد نمی کرد. نه هیات رییسه مجلس رو زیر سوال برد و نه از اقتدار اکثریت کاست اما حمایت فراکسیون اصولگرایان در انتخابات دهم ،‌از محمود احمدی‌نژاد ، انگار قراره با حیثیت مجلس بازی کنه ."یکی از نمایندگان حامی دولت در مجلس  


به این فکر می‌کنم که حمایت فراکسیون اکثریت مجلس از نامزد انتخاباتی چقدر می‌تونه در فضای فعلی انتخاباتی موثر باشه ؟  خوب، نتایج انتخابات دوم خرداد نشون داده که تاثیر چندانی نداره ولی این حمایت در دوره کنونی از اهمیت دیگه‌ای برخورداره و نقش معکوس داره !‌ چرا معکوس ؟


حالا که اکثریت فراکسیون اصولگرایان به انتشار بیانیه انتخاباتی رای داده‌اند اما به نظرم اگه این بیانیه انتخاباتی صادر نمی‌شد ،‌نتیجه بهتری برای احمدی‌نژاد در پی داشت . احمدی‌نژادی که در سال 84 حمایت هیچ کدوم از احزاب و گروه‌های سیاسی و نمایندگان مجلس رو به همراه نداشت ،‌ به دلیل همین که گروه‌ها و احزاب سیاسی ازش حمایت نکردند ،‌رای مردم رو به دست آورد و حالا تو این دوره ،‌تمام احزاب و گروه‌های سیاسی اصولگرا یا به بیان بهتر مهم‌ترینشون به خاطر اینکه دیگه گزینه‌ای غیر از احمدی‌نژاد رو برای اداره کشور مناسب نمی‌دونند ، به ناچار از او حمایت کردند. فراکسیون اکثریت مجلس هم، چنین داستانی داره. یعنی این فراکسیون در نهایت مجبور به حمایت از یک نامزد می‌شد و حالا به این نتیجه رسیده که باید از احمدی‌نژاد حمایت کنه ("یکی از نمایندگان می‌گفت بگذار فضا انتخاباتی بشه ،‌همین نماینده‌های مخالف هم التماس می‌کنند که از یکی از نامزدها حمایت کنیم و خودمون رو نشون بدیم !‌") ولی به نظرم این حمایت ها تاثیر منفی در رای احمدی‌نژاد داره . کِی این مردم گروه‌های سیاسی و جناح‌بندی‌های مختلف درون وبیرون پارلمان رو قبول داشتند که بخواهند ازشون پیروی کنند که این دومین بار باشه؟


البته رای به حمایت از احمدی‌نژاد بیشتر از اینکه بخواد در واقع نشان‌دهنده حمایت مجلس از دولت باشه ، نشان‌دهنده جدال سیاسی درون نیروهای موجود در مجلس برای به رخ کشیدن قدرتشون هست. حامیان دولت می‌خواهند اعلام کنند ، با فراکسیونی که دارند (فراکسیون انقلاب با نزدیک به 90 نفر نماینده)،‌قدرتی کمتر از قدرت اعضای شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان ندارند و اعضای شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان هم می‌خواهند بگویند قدرت ما در همه حال بیشتر از نمایندگان حامی دولت است . بنابراین جدال قدرت بین لاریجانی و حسینیان شکل می‌گیره و در نهایت هم این حامیان دولت هستند که پیروز شدند و رای به صدور بیانیه دادند اما این پیروزی به معنی پیروزی احمدی‌نژاد هم هست ؟


متاسفانه من چنین تحلیلی ندارم . اعضای فراکسیون انقلاب و نمایندگان حامی دولت گرچه در این جدال نفس‌گیر به بهانه رییس جمهور و حمایت از او پیروز شدند ولی در عرصه‌های دیگه به خصوص در مورد بودجه و برنامه هایی که دولت قصد داره از طریق مجلس اونها رو دنبال کنه ،‌پیروز نیستند و در واقع انقدر تخصص علمی و نفوذ در نمایندگان ندارند که بتوانند آنها را وادار کنند که حداقل در مسیر برنامه‌های دولت سنگ‌اندازی نکنند اما فراکسیون مقابل به راحتی با نفوذ گسترده‌ای که در بین نمایندگان و حتی نمایندگان اقلیت داره،‌ فضا را به نقد گسترده دولت و سنگ اندازی در مقابل برنامه‌هاش کشونده و در این صورت است که می‌توان نتیجه گرفت حمایت فراکسیون اکثریت از احمدی‌نژاد در واقع هیچ نفعی برای او نداره  و در طول مدت یکساله مجلس هشتم ،‌بیشتری ضربه‌ای که دولت از مجلس خورده نه از فراکسیون اقلیت که از همین فراکسیون اکثریت بوده . نگاهی به ماجراهای بودجه و ‌طرح تحول اقتصادی بندازید ، بهتر فضا دستتون میاد .


پ.ن: یک بنده خدایی می‌گفت من آرشیو وبلاگت رو برای انتخابات 84 خوندم ،‌به نظرم همه‌اش رو پاک کردی . جواب دادم نه ! یا چیزی رو نمی‌نویسم یا اگه بنویسم اصلا پاکش نمی‌کنم نمی‌دونم چرا موقع انتخابات‌ها نوشتنم نمیاد . فکر می‌کنم نباید طرفداریم از یه نامزد انتخاباتی رو به رخ بقیه بکشم ولی دارم فکر می‌کنم و شاید از این به بعد بیشتر بنویسم.  


 

مجلس در راس امور است اما ...

این چند وقته وقتی مروری به اخبار مجلس و نحوه تعاملش با دولت می‌اندازم ،‌ می‌بینم مجلس هشتم و به خصوص هیات رییسه از همون ابتدای کار هم تلاش زیادی کردند که جایگاه مجلس رو ارتقا ببخشند و با فعال بودن در تمام زمینه‌ها دوباره برای بار دیگه ،در راس امور بودن قوه مقننه را به قوای دیگه نشون بدهند . اما با ورود به زمان انتخابات ،‌این تلاش یه سمت و سوهای دیگه ای هم گرفته و با وجود اینکه نمیشه به هیچ وجه از در راس امور بودن مجلس گذشت ،‌ولی نمیشه این رو هم توجیه کرد که با ورود به عرصه هایی که روند تعامل قوا را به تقابل تبدیل می کنه ، میشه جایگاه مجلس رو ارتقا داد و با دعواهای سیاسی و گروهی ثابت کرد که مجلس همجنان در راس امور است .
این یکی از سوالاتم از یکی از اعضای هیات رییسه مجلس بود که اگر مجلس اعتقادداره که باید بودجه را آنظور که کارشناسانش تشخیص می دهند تصویب کند و یا برنامه های دولت را قبول نکند، ‌اونوقت تکلیف دولتی که با ارائه برنامه های مختلف اقتصادی و سیاسی سر کار اومده و برای اجرای برنامه هاش به همکاری و همیاری مجلس احتیاج داره ،‌چی میشه ؟ با این روند ،‌هر رییس جمهوری که سر کار بیاد بدون اجازه مجلس نمی‌تونه آب بخوره و اگه مجلس بهش اجازه آب خوردن هم نده ، دیگه پس تکلیف مردمی که به برنامه های یک رییس جمهور برای اداره ۴ سال آینده کشورشون رای دادند ، چی میشه ؟
نه !‌ فکر نکنید می خوام طرفداری دولت را بکنم و بگم این مجلس نگذاشت برنامه های رییس جمهور اجرایی بشه ولی یک نگاه کلی نشون میده که اگه روندی که مجلس هم اکنون برای رد لوایح مد نظر دولت و یا به تاخیر انداختن اجرایی کردن آنها و یا سیاه نمایی عملکرد دولت به خاطر نزدیک شدن به زمان انتخابات و گروه و جناح‌بندیهای موجود در پیش گرفته ، درهر دولت دیگه ای هم تکرار بشه ،‌عملا وقت دولت و مجلس در این زمان به دعواهای سیاسی و گروهی تموم میشه و ملت هم فقط نظاره گر دعواها و سرگرم شدن با تیتر روزنامه ها خواهند بود . درست مثل سال آخر مجلس ششم و اون تحصن و اون دعواها و اون وزیر استیضاح کردن‌ها و ...
این روزها یاد این حرف هستم که یه مدت تو عالم مطبوعات مد شد که می گفتند ... "نازنینی تو ولی ...." می خوام بگم : تو در راس اموری ولی ... جان مادرتون مردم رو یادتون نره !‌


پ.ن: ستون سمت چپ این صفحه لایی در مورد دعواهای بعد از بودجه نوشتم که به نظرم به خوبی این دعواها و لج و لجبازیها را نشون میده .