
با رویه ای که فیلمسازان در سرتاسر دنیا دارند ، میشه به راحتی هر تصویری رو به اسم فیلم بزرگسال به خورد تماشاچیان داد و تنها این توجیه رو مطرح کرد که هر کسی سلیقه خاصی داره اما در رده سنی کودک و نوجوان و به خصوص نوجوان دیگه این توجیهات جایی نداره .البته هر کسی هم می تونه فیلم مورد علاقه اش رو پیدا کنه و فیلم دیدن برای بزرگسالان یک جور تفریحه پس نباید حتما معانی و مفاهیم عمیقی هم توش باشه (گرچند خیلی از فیلمها هم همینطوری است ) یعنی مباحث اموزشی و روانشناسی تو فیلمهای بزرگسالان بیشتر مربوط به پروپاگانداهای سیاسی و تبلیغات مختلفی است که معمولا اهداف سیاسی و اقتصادی پشت انها نهفته است و به همین دلیل هم دولتمردان سعی می کنند قبل از اقدام کردن برای فعالیت هایی که در نظر دارند، اول تبلیغات گسترده نهانی و آشکاررو آغاز کنند و بعد شروع به انجام عملیات مورد نظرشون کنند . این روزها،فیلمهای بی مایه و به درد نخور زیادی دیدم که سعی کردند مایه های سیاسی و تبلیغاتی رو بگنجانند و نمونه خیلی خوب از این فیلمها هم میشه فیلم "کشتی گیر" که بعدا راجع بهش می نویسم ! یا حتی همین سریال نرگس خودمون که مفاهیم مربوط به انرژی هسته ای رو به بدترین شیوه ممکن تبلیغاتی از نصفههای سریال چپاندند تو خونههای مردم !
قصدم گفتن و نوشتن از این مفاهیم سیاسی و تبلیغاتی نیست که تو هر فیلمی که می بینم یه تیکه از این تبلیغاتها وجود داره و هر از گاهی بهشون اشاره می کنم ولی اینجا قصدم گفتن از اهدافی است که باید در فیلمهای مربوط به رده سنی کودک و نوجوان گنجانده شود. در ایران چون فیلمهای این رده سنی کمه ،معمولا مفاهیم هم خیلی کمه و فقط در سریالهای تلویزیونی مربوطه به این رده سنی اونهم با مفاهیمی چون ارزش دوستیها یا دروغ نگفتن و بچه خوبی بودن یا به تصویر کشیدن اثرات فقر تو این رده سنی به کار میره ولی هالیوود و به تبع اون تمام فیلمسازان اروپایی هدفی رو در پیش گرفته اند که بیش از هر هدف دیگه ای برای پیشرفت جامعه شون موثره و اون هم اینه که به بچه ها و رده سنی نوجوان اعلام کنندکه تو می تونی هر کاری که دوست داشته باشی رو انجام بدی و موفق باشی . 90 درصد فیلمها و کارتونهایی که تو این چند وقت دیدم فقط روی همین هدف تمرکز داشته اند و هدف خیلی خوبی هم هست .
فیلم سفر یا switch محصول کشور نروژ که چند روز پیش از تلویزیون خودمان پخش شد نمونه بسیار خوبی برای این نوع فیلم هاست . یکی از موضوعاتی که این روزها جوامع امریکایی و اروپایی باهاش سر در گریبان هستند، مسئله طلاق پدر و مادرها و تنهایی بچه هاست وسعی میشه در انواع و اقسام رسانه ها و فیلمها به بچه ها گفته بشه که این مسئله چیز غریبی نیست و در سرنوشتشون اصولا اگر بی تاثیر نباشه ، میشه گفت که کمترین تاثیر رو داره .یا اینکه چطور میشه ،با یک دوست خوب ،زندگی ادم عوض میشه و اگر هدف داشته باشی و برای هدفت تلاش کنی ، هیچ ارزویی نیست که دست یافتنی نباشه .

فیلم سفر با همین موضوعه . معلوم نیست پسر 15 ساله فیلم چرا پدرش رو از دست داده ولی وقتی به همراه مادرش از اسلو به یک روستای کوچیک در نروژ میره ،با مردی که همسایه شون بوده آشنا میشه که راه زندگیش رو عوض میکنه و بهش هدف میده و بعد هم کمکش میکنه که به هدفش برسه . این تلاش برای رسیدن به هدف اینقدر جذاب و دلنشین به تصویر کشیده شده ( مثل تصویر تلاش پسر برای نگه داشتن تعادلش در اتوبوس برای اینکه زمین نخوره ) که نمی تونی از فیلم دل بکنی .



